وقفه

sms مطالب زیبا و خواندنی - موسیقی - عکس - جوک و

 
توضیحاتی درباره برخی از بازیگران
نویسنده : $$$$$$ - ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/٩/۱٠
 

برای خواندن توضیحاتی درباره بازیگرانی چون محمدرضا گلزار , امین حیایی , اکبر عبدی و ....

 

به ادامه مطالب بروید .


* ابوالفضل پورعرب 


می‌گویند معمولا دیرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر می‌شود. اما یکی از منظم‌ترین و آن‌تایم‌ترین بازیگران سینما و تلویزیون است. سر ساعت می‌آید و سر ساعت هم می‌رود. حتی روزهایی که احساس می‌کند ممکن است به خاطر ترافیک دیر به لوکیشن برسد، زودتر از دیگران سر صحنه حاضر می‌شد. یکی از عادت‌‌های پسندیده او این است که به محض ورود به لوکیشن اولین نفری است که با دیگران سلام و احوالپرسی می‌کند و جالب اینکه حتی اگر سی نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تک‌تک آنها دست می‌دهد. معمولا با عوامل فنی میانه‌اش گرم‌تر از دیگران است چون اعتقادش بر این است که آنها نسبت به دیگران زحمت بیشتری می‌کشند و هدفش فقط رفع خستگی آنهاست. با مردم کوچه و بازار آنچنان گرم و صمیمی برخورد می‌کند که در کمتر از چند ثانیه به او علاقه‌‌مند می‌شوند. از برخورد احتمالی نامناسب سایر عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و این مساله را به آنها گوشزد می‌کند. پیشنهادهای اصلاحی‌اش را در ارتباط با نقش و فیلمنامه خیلی محترمانه با دلیل و برهان با کارگردان در میان می‌گذارد و اگر کارگردان پیشنهادش را رد کند بدون چون و چرا می‌پذیرد. یک جمله معروف دارد و آن اینکه «حرف اول و آخر را کارگردان می‌زند، چه درست باشد و چه غلط. » 

  

* اکبر عبدی 


یکی از شوخ و شنگ‌ترین بازیگران سینمای ایران است. فقط کافی است از او بخواهید یک جمله در توصیف شخصیتی که قرار است بازی کند برایتان بگوید. با شنیدن پاسخی که می‌دهد همه اطرافیان حتی آنهایی که احیانا عصبی و بدعنق هستند از خنده روده‌بر می‌شوند. با عالم و آدم شوخی می‌کند و معمولا لهجه شیرین آذری‌اش به کمکش می‌آید تا دلنشین‌تر و شیرین‌تر جملات را ادا کند.. البته ناگفته نماند که گاهی هم عصبانی می‌شود. اما حتی زمانی که عصبی و ناراحت است هم با جملاتی که می‌گوید همه را به قهقهه می‌اندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس کند کارگردان فیلمی که در آن بازی می‌کند به هر بهانه‌ای با تاخیر سر فیلمبرداری حاضر می‌شود و این تاخیر مکررا اتفاق می‌افتد، خودش نیز به نشانه اعتراض از فردای آن روز با چند ساعت تاخیر سر صحنه حاضر می‌شود. برای مردم احترام خاصی قائل است و خودش را متعلق به آنها می‌داند. 
  

* علیرضا خمسه
 

برخلاف نقش‌هایش که معمولا پرتحرک و با شوخی و خنده همراه است، سر صحنه فیلمبرداری معمولا جدی، باوقار و صد البته مانند نقش‌‌هایش دوست‌داشتنی است. البته جدی نه به معنای بداخلاق و بدعنق، بلکه یک جورهایی مودب است و سعی می‌کند کمتر شوخی کند. ضمن اینکه بسیار خوش‌صحبت است و معمولا اطرافیانش از هم‌صحبتی با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومی بی‌نظیرش لذت می‌برند. حتی زمان‌هایی که احتمالا شوخی هم می‌کند، حرف‌‌ها و شوخی‌هایش مودبانه و بدون متلک و کنایه است. با مردم هم بسیار مودبانه حرف می‌زند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار می‌کند. در ضمن از روانشناسی بسیار بالایی هم برخوردار است. یکی از علایق مهمش ورزش صبحگاهی است. 

  

* محمدرضا گلزار 


اصولا بازیگری است که به آهستگی با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار می‌کند و رابطه‌اش با آنها در طول فیلمبرداری شکل می‌گیرد که همیشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. کلمه معروف و محبوبش «عزیزم» است و آن را برای آنهایی به کار می‌برد که رابطه دوستی نزدیکتری با او دارند. از جنجال‌هایی که در سالیان اخیر مطبوعات زرد برایش به پا کرده‌اند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجیح می‌دهد جواب آنها را با بی‌توجهی و سکوتش بدهد. چند سالی است که یکی از سحرخیزترین بازیگران سینما لقب گرفته است و خوش‌‌قولی‌اش حرف ندارد. به گفته خودش که آن را در جاهای مختلف بیان کرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم این حرف او را می‌توانید در اکران‌های خصوصی فیلم‌هایش و همچنین در پشت صحنه فیلم‌هایی که لوکیشن آن در اماکن عمومی است مشاهده کنید. آنچنان برخورد دوستانه‌ای با مردم دارد که باورش برای بعضی‌ها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش برای او لذت‌بخش است، اما از عکس انداختن با آنها معمولا طفره می‌رود. شاید یکی از دلایل آن تکثیر متعدد عکس‌هایی است که از او و دیگران با فتوشاپ کار شده و در اینترنت قرار گرفته است. گوشی موبایلش یا اکثرا خاموش است یا در دسترس نیست و تنها راه ارتباط تلفنی با او اینگونه است که... بگذریم، چون ممکن است برایش دردسرساز شود.
  

* امین حیایی 


بازیگر پرتحرک و پرانرژی سال‌های اخیر سینمای ایران در پشت صحنه فیلم‌هایش نیز یک لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتی و در یک چشم برهم زدن با دیگران ارتباط برقرار می‌کند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پیشرفت در کارهایش را مدیون حمایت‌های آنها می‌‌داند. در مواقعی که در کوچه و خیابان‌ها در حال فیلمبرداری هستند، دائما در حال خوش‌وبش و احوالپرسی و گفت‌وگو با افرادی است که برای تماشای هنرنمایی‌های او و گروه فیلمبرداری به آن مکان آمده‌اند. با هر گروهی که در فیلم‌های مختلف مشغول به کار می‌شود آنچنان ارتباط صمیمانه‌ای برقرار می‌کند که معمولا تک‌تک افراد گروه شیفته اخلاقش می‌شوند. یکی از منظم‌ترین و منضبط‌ترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است و بنا به روایات مختلف تا الان حتی نیم ساعت هم برای حضور سر صحنه فیلمبرداری به هر دلیلی تاخیر نداشته است. یکی از افتخاراتش این است که از معدود بازیگرانی است که در دهه اخیر اکثر قریب به اتفاق فیلم‌هایش در گیشه فروخته است و در پرونده کاری‌اش بالای پانزده فیلم پرفروش را به ثبت رسانده است. 

  

* پولاد کیمیایی


چهره‌اش نشان می‌دهد که جوان خشک و بدعنقی است. اما واقعا اینگونه نیست. پولاد از آن دسته بازیگرانی است که وقتی از نزدیک با او برخورد می‌کنید متوجه خواهید شد چقدر نازنین، خوش‌برخورد و مهربان است و همچنین احساس می‌کنید که دوستی با او یک غنیمت است. اطلاعات عمومی و مخصوصا سینمایی‌اش محشر و مثال‌زدنی است و فیلم‌های روز دنیا و متعاقبا فیلمسازان مطرح را کاملا می‌شناسد. شاید دلیل اصلی این دانش او به تسلطش بر زبان‌های انگلیسی و آلمانی برمی‌گردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فیلم‌ها و خصوصا بازیگران مقابلش آنچنان دوستانه است که فکر می‌کنید سالیان سال است با هم در یک خانواده زندگی کرده‌اند. البته ناگفته نماند که معمولا ارتباط و صمیمیتش با جوانترها بیشتر است. دوست دارد بازی در فیلم‌های سایر کارگردان‌ها را نیز تجربه کند و شاید این مساله یکی از مهمترین دلایل حضورش در فیلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهیم شیبانی و همچنین سریال سفر به تاریکی ساخته فریدون جیرانی باشد. یک اندیشه بزرگ در سر دارد و آن اینکه در تلاش است تا با اندوخته‌هایش که بخشی از آن را از بازی در فیلم‌ها کسب کرده است و بخش بیشتری از آن را از پدرش آموخته فیلمسازی را تجربه کند و در صورت موفقیت آن را ادامه دهد. افتخار می‌کند که فرزند مسعود کیمیایی است. 
  

* اندیشه فولادوند 


وقتی با او هم‌کلام می‌شوید احساس می‌کنید که با یک شاعره نه‌چندان جوان و باتجربه چندین و چند ساله روبه‌رو شده‌اید. دیالوگ‌هایش سرشار از اطلاعات عمومی است که با سن و سال او جور درنمی‌آید. مودبانه‌ترین جملات را برای گفت‌وگو با دیگران برمی‌گزیند و معمولا حرف‌هایش سرشار از دوستی و محبت است. تمام فیلم‌هایی را که در آنها بازی کرده است، فیلم‌های خوبی می‌‌داند. اما از بازی خود در هیچ فیلمی راضی نیست و متقاعد کردن او در این مورد به‌خصوص کار بسیار دشواری است. معمولا افراد گروهی را که با آنها کار می‌کند از اعضای خانواده خود می‌داند و افرادی را که صمیمیت بیشتری با آنها برقرار می‌کند با عناوین دایی، خاله و... که فقط مخصوص خودش است صدا می‌زند. یکی از دلایل کم‌کاری‌اش در سینما شاید به این برمی‌گردد که تلفن همراهش اکثرا در دسترس نیست یا خاموش است و خیلی سخت می‌شود او را یافت.. هنوز در بین مردم آنچنان شناخته شده نیست، اما همان تعداد کسانی که او را از نزدیک می‌شناسند با هوش و ذکاوتش و همچنین ادبیات خاص او و برخوردهای محبت‌آمیزش آشنایی کامل دارند. او عاشق سفر است و شاید الان هم در سفر باشد. 
  

* دانیال حکیمی 


با مطبوعات میانه خوبی ندارد و آن هم به این دلیل که سال 77 یکی از ماهنامه‌های تخصصی سینما که اکنون چند سالی است منتشر نمی‌شود، در ویژه‌نامه بازیگری‌اش به اشتباه تلفن منزل او را به جای تاریخ تولدش چاپ کرد و این اشتباه فاحش باعث شد تا مشکلات باورنکردنی و عجیب و غریبی در زندگی خصوصی‌اش برای او رقم بخورد و این خود دلیل قانع‌کننده‌ای است. چرا که قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقی مانده است. حکیمی البته رفتارش با اهالی مطبوعات بسیار معقول و دوستانه است و خیلی محترمانه تقاضای آنها را برای انجام گفت‌وگو رد می‌کند. او معمولا با افراد شاغل در گروه‌های فیلمسازی نیز ارتباط تنگاتنگ و دوستانه‌ای برقرار می‌کند و تقریبا با اکثر افراد حتی پس از پایان کار هم در ارتباط است. مردم هم در بیرون از محیط سینما او را دوست دارند و او نیز سعی می‌کند در حد معقول ارتباط دوستانه و صمیمانه‌ای هنگام روبه‌رو شدن با آنها برقرار کند. او نیز یکی از افرادی است که وقت‌شناسی برایش از اهمیت خاصی برخوردار است. به‌طوری که اگر احساس کند شاید دیرتر از زمان مقرر سر قرار کاری‌اش حاضر می‌شود نگران شده و با تماس تلفنی قبل از حضورش از طرف یا طرف‌‌های مقابل عذرخواهی می‌کند. که البته این نگرانی او اکثرا بیهوده بوده است و برخلاف اینکه احساس می‌کرده حضورش با تاخیر همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و این تنها از احساس مسوولیتش نسبت به دیگران سرچشمه می‌گیرد.


 
comment نظرات ()